چرا عقلا به ولایت فقیه نیاز داریم؟
در جوامع بشری از دیرباز مساله زمامداری جامعه از موضوعات مورد بحث و نظر بوده ودر این زمینه نظریات مختلفی با توجه به گرایشهای مختلف وجود داشته است. در جوامع قدیمی بیشتر دولت ها به صورت استبداد مطلقه فردی، اشرافی سلطنتی اداره میشده است. ولی امروزه نظریه های جدیدی مثل نظریه دموکراسی که خود به شاخه های مختلفی تقسیم میشود مطرح شده است.
دین مبین اسلام که دینی جامع بوده و برای تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی بشر برنامه های سعادت بخش و کمال آفرین دارد از این نیاز بشر یعنی نیاز به حکومت غفلت نکرده و برای آن نیز برنامه حکومت اسلامی را تشریع کرده است.
فرق مختلف اسلامی به خاطر برداشت های مختلف خود که از دین دارند در این مساله نیز طبعا اختلاف کرده اند، اهل سنت امروز که اکثریت قریب به اتفاق آنها از لحاظ کلامی اشعری مذهب هستند در این باره معتقدند که هرکسی که بتواند حتی با قدرت نظامی بر مردم غالب شود او حاکم مردم بوده و بر مردم واجب است که از او تبعیت کنند. اما شیعه معتقد است که حکومت بر مردم مهمترین مساله اجتماعی بوده و به همین خاطر باید بهترین انسانها متصدی این مقام باشند که در زمان معصومین(ع) خود ایشان متصدی این امر بوده اند.اما در زمان غیبت معصوم(ع) این مقام به نواب خاص و عام امام تعلق دارد .
نیاز عقلی به ولایت فقیه
در جوامع بشری از دیرباز مساله زمامداری جامعه از موضوعات مورد بحث و نظر بوده ودر این زمینه نظریات مختلفی با توجه به گرایشهای مختلف وجود داشته است. در جوامع قدیمی بیشتر دولت ها به صورت استبداد مطلقه فردی، اشرافی سلطنتی اداره میشده است. ولی امروزه نظریه های جدیدی مثل نظریه دموکراسی که خود به شاخه های مختلفی تقسیم میشود مطرح شده است.
دین مبین اسلام که دینی جامع بوده و برای تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی بشر برنامه های سعادت بخش و کمال آفرین دارد از این نیاز بشر یعنی نیاز به حکومت غفلت نکرده و برای آن نیز برنامه حکومت اسلامی را تشریع کرده است.
فرق مختلف اسلامی به خاطر برداشت های مختلف خود که از دین دارند در این مساله نیز طبعا اختلاف کرده اند، اهل سنت امروز که اکثریت قریب به اتفاق آنها از لحاظ کلامی اشعری مذهب هستند در این باره معتقدند که هرکسی که بتواند حتی با قدرت نظامی بر مردم غالب شود او حاکم مردم بوده و بر مردم واجب است که از او تبعیت کنند. اما شیعه معتقد است که حکومت بر مردم مهمترین مساله اجتماعی بوده و به همین خاطر باید بهترین انسانها متصدی این مقام باشند که در زمان معصومین(ع) خود ایشان متصدی این امر بوده اند.اما در زمان غیبت معصوم(ع) این مقام به نواب خاص و عام امام تعلق دارد .
نایب خاص عده محدودی از افراد را شامل میشود و زمان آن نیز محدود به دوران محدودی که همان دوران غیبت صغری هست میشود اما نایب عام امام معصوم که دردوران غیبت کبری حاکم اسلامی هست باید فقیهی جامع الشرائط باشد که به این نوع حکومت یعنی حکومت اسلامی در زمان غیبت «ولایت فقیه» گویند و به شخص حاکم «ولی فقیه» گفته میشود.
حال سوالی که برای شخص در مورد بحث ما پیش می آیدسوال از ضرورت این امر یعنی وجود ولایت فقیه است.
در پاسخ از این سوال باید به این نکته توجه داشت که احکام اسلام بر دو دسته اند: 1. احکام فردی 2. احکام اجتماعی. خداوند متعال برای رسیدن بشریت به کمال و سعادت این احکام را تشریع کرده است. حال بایستی به این سؤال پاسخ داد که آیا علی رغم وجود احکام اجتماعی فراوان در اسلام و لزوم اجرای آنها و اینکه لازمه قطعی اجرای آنها، داشتن تشکیلات حکومتی و قدرت سیاسی و نظامی است. آیا در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج)، خداوند متعال از این احکامی که برای کمال و سعادت انسانها قرار داده صرف نظر کرده و تنها به احکام فردی اسلام اکتفا می کند؟ و به عبارت دیگر در زمانی که ما به پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) دسترسی نداریم، مساله از دو حال بیرون نیست یا غرض خدا به اجرای احکام اجتماعی اسلام تعلق می گیرد و یا نمی گیرد. اگر بگوئیم نگرفته و آن احکام تعطیل می شود و تنها به احکام فردی مانند نماز و روزه و طهارت و نجاست اکتفا می شود، لازمه چنین فرضی نقض غرض پروردگار متعال و خلاف حکمت اوست که این فرض، از جانب خداوند متعال محال است. چرا که خداوند غرض خود را که به کمال رسیدن انسان است، نقض نمی کند. زیرا آن چه که سعادت انسان را تأمین می کند و او را به کمالی در خور و متناسب با ظرفیت وجودی او می رساند، مجموعه احکام اعم از فردی و اجتماعی است، نه فقط بخشی از آن. و اصولاً اگر احکام اجتماعی هیچ نقشی در سعادت و کمال انسان نداشت، از ابتدا وضع نمی شد. پس بنابراین تأثیر این احکام در کمال و سعادت انسان قطعی و تعطیل آنها مخل به کمال و سعادت انسان و خلاف حکمت الهی است. حال که فهمیدیم راه رسیدن به سعادت و کمال واقعی اجرای تمام احکام اجتماعی و فردی است. و از طرفی هم یقین داریم که بدون تشکیل حکومت و نداشتن قدرت سیاسی و نظامی امکان اجرای احکام اجتماعی، نیست و در حال حاضر هم دسترسی به معصوم که مرتبه کامل حکومت خواهد بود نداریم.پس چه باید کرد؟ آیا مصالح زیادی را که از طریق اجرای این احکام در زمان غیبت معصوم (ع)حاصل می شود ، به طور کل از دست بدهیم؟ یا زمام قدرت و اجازه اجرای این احکام را به فرد اصلحی بدهیم که می تواند مراتب زیادی از آن مصالح اجرای احکام اجتماعی را که همه مراتب آن بطور کامل، در زمان معصومین (ع) حاصل می شود را تحصیل نماید؟ قطعاً عقل گزینه دوم را ترجیح می دهد و حکم به کسب مصالح اجرای احکام (تا حد ممکن) می کند نه از دست دادن همه آن مصالح.
اکنون این سؤال پیش می آید که این فرد اصلح کیست؟ و چه ویژگیهایی بایستی داشته باشد؟
با دقت در صفات و خصوصیات معصومین(ع) روشن می شود آن چه که باعث می شود حکومت ایشان کاملترین حکومت باشد، این سه ویژگی است: 1-عصمت 2- علم به احکام اسلام و درک و شناخت وی نسبت به شرایط و مسائل اجتماعی 3- تدبیر امام .
بنابر این کسی که در مجموع این صفات، شباهت و نزدیکی بیشتری به معصوم(ع) داشته باشد اصلح از دیگران است و این فرد کسی نیست جز فقیه اسلام شناسی با تقوا که مدبر امور مردم و جامعه باشد.
پس با عنایت به مقدماتی که ذکر شد، در زمانی که مردم از وجود رهبر معصوم محرومند از طرف خدا و اولیاء معصوم اجازه اجرای احکام اجتماعی اسلام به فقیه داده،بلکه اجرای کامل احکام (در صورت قدرت و امکان) بر او واجب شده است.
برای این نوع حکومت دلایل عقلی و نقلی مختلفی اقامه شده است که یکی از دلایل عقلی آن بیان شد اما ادله نقلی این مسأله عبارت است از روایاتی که دلالت بر ارجاع مردم به فقهاء برای رفع نیازهای حکومتی خصوصاً مسائل قضائی و اختلافات حقوقی دارد و یا فقهاء را به عنوان امناء یا خلفاء و وارثان پیامبران و کسانی که مجاری امور بدست ایشان است معرفی می کند که از میان این روایات ما به دو روایت اشاره می کنیم:
1-روایتی که در بین فقها به توقیع شریف مشهور است و مرحوم شیخ صدوق در کتاب "اکمال الدین" آن را آورده که حضرت مهدی(عج) در این روایت می فرماید:" اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم" یعنی (امام زمان(عج) در پاسخ به سؤال اسحاق بن یعقوب که در نامه ای پرسید در حوادث که در زمان غیبت واقع می شود وظیفه ما چیست؟) فرمودند: "در وقایع و رخدادهایی که برای شما پیش می آید (و کار بر شما مشکل می شود) به کسانی که روایات ما را برای شما روایت می کنند (فقیهان و مجتهدان آگاه) مراجعه کنید زیرا آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم."
2-روایتی دیگر به مقبوله عمر بن حنظله مشهور است (من کان منکم قد روی حدیثنا و... یعنی : هر کس از شما که راوی حدیث ما باشد و در حلال و حرام بنگرد و.... همانا من او را حاکم بر شما قرار دادم ....) یعنی در زمان غیبت بر همه مردم واجب است که از فقهائی که حلال و حرام خداوند را اجتهاد می کنند اطاعت نمایند.

ارسال شده توسط
mohsen در تاریخ
[جمعه، 10 تير ماه، 1390]

تعداد بازديد هاي این مطلب:
291
توجه: کپی برداری از مطالب پایگاه اینترنتی مجمع فرهنگی محبان شهدا فقط با ذکر منبع کامل مجاز می باشد .
ولایت فقیه
معصوم
جوامع بشری
هدایت