موضوعات

موضوعات اصلی
» صفحه اول

   » نقشه سایت

   » آمار بازدید سایت

   » تبلیغات

مطالب سایت

   » مقالات سایت

   » سوالات رایج

   » ارسال مطلب برای سایت

   » آرشیو اخبار

امکانات سایت

   » گالری تصاویر تصادفی

   » معرفی سایت به دوستان

   » ارتباط با مسئولین سایت

   » برترین های سایت

   » دریافت فایل از سایت

   » قرآن کریم به صورت

     آنلاین


         موضوعات اخبار سایت

 


 
فصل الخطاب های رهبری

 

موعود و آخرالزمان

 

 ولایت فقیه


  » لزوم عملی

 

      » لزوم عقلی

 

      » احادیث و روایات

 

      » وظایف

 

  فرق و ادیان

 

      » مسیحیت

 

      » یهودیت

 

      » اسلام

 

      » زرتشت

 

      »»» مکاتب

 

                        » بهائیت

 

  شهدای اسلام

 

       »»» شهدای شهرستان

 

                     » وصیت نامه


                     » زندگینامه

 

       »»» شهدای کربلا

 

                      » زندگینامه

 

   زندگینامه بزرگان

 

     » زندگی نامه ائمه(ع)

 

     » زندگی نامه امام خمینی(ره)

 

     » زندگی نامه امام خامنه ای

 

     » زندگینامه بزرگان

 

  معرفت و شناخت

 

     » دین شناسی

 

     » خدا شناسی

 

     » خود شناسی

 

     » غربشناسی

 

  جنگ نرم

 

     » جنگ نرم

 

     » فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی

 

   متون ادبی

 

     » حکایات

 

     » متون آموزنده

 

  خاطرات

 

      » خاطراتی از امام خامنه ای

 

  احکام

 

       » حجاب و زن

 

       » روابط دختر و پسر

 

       » نماز

 

دسترسی سریع

تصاویر تصادفی شهدا



ذکر هفته
اوقات شرعی شهر های مختلف
?

 

بيانات مهم رهبر انقلاب با تأكيد بر پرهيز از مثبت يا منفي‌گرايي مطلق؛

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر یکشنبه در دیدار رؤسای قوای مجریه، مقننه و قضاییه، رییس مجلس خبرگان،اعضای هیأت وزیران، نمایندگان مجلس، مسئولان دستگاهها و سازمانهای مختلف، ائمه جمعه و نمایندگان ولی فقیه در استانها و فرماندهان ارشد نیروهای مسلح در سخنان بسیار مهمی با اشاره به شرایط بی سابقه منطقه و جهان، تحلیل جامعی از شرایط کشور ارائه كردند.

به گزارش رجانيوز، متن كامل بيانات ايشان در ادامه آمده است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم محمّد و ءاله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةالله فى الأرضين.

به برادران و خواهران عزيز، مسئولين زحمتكش و دلسوز كشور خوشامد عرض مي‌كنم؛ ان‌شاءالله خداوند اين ماه شريف را بر همه‌ى شما و بر ملت ايران مبارك بفرمايد. خدا را سپاسگزاريم كه يك سال ديگر به ما فرصت و مهلت داد تا باز بتوانيم اين مجلس صميمى و گرم را تشكيل بدهيم و درباره‌ى مسائل مبتلابه و مهم كشور مطالبى را بشنويم و بگوئيم.

من عرايضم را به سه قسمت تقسيم ميكنم: بخش اول، تذكراتى است كه در درجه‌ى اول خود اين حقير احتياج دارم به اينكه به اين تذكرات توجه كنم، كه ان‌شاءالله الهام از معنويت ماه رمضان باشد. يك قسمت هم درباره‌ى مسائل كشور با يك نگاه كلى‌ترى است. در قسمت آخر هم اگر ان‌شاءالله وقت شد، يك اشاره‌اى به مسائل حول و حوش خودمان و مسائل منطقه خواهيم كرد.



مجمع فرهنگی محبان شهداحضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر یکشنبه در دیدار رؤسای قوای مجریه، مقننه و قضاییه، رییس مجلس خبرگان،اعضای هیأت وزیران، نمایندگان مجلس، مسئولان دستگاهها و سازمانهای مختلف، ائمه جمعه و نمایندگان ولی فقیه در استانها و فرماندهان ارشد نیروهای مسلح در سخنان بسیار مهمی با اشاره به شرایط بی سابقه منطقه و جهان، تحلیل جامعی از شرایط کشور ارائه كردند.

به گزارش رجانيوز، متن كامل بيانات ايشان در ادامه آمده است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم محمّد و ءاله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةالله فى الأرضين.

به برادران و خواهران عزيز، مسئولين زحمتكش و دلسوز كشور خوشامد عرض مي‌كنم؛ ان‌شاءالله خداوند اين ماه شريف را بر همه‌ى شما و بر ملت ايران مبارك بفرمايد. خدا را سپاسگزاريم كه يك سال ديگر به ما فرصت و مهلت داد تا باز بتوانيم اين مجلس صميمى و گرم را تشكيل بدهيم و درباره‌ى مسائل مبتلابه و مهم كشور مطالبى را بشنويم و بگوئيم.

من عرايضم را به سه قسمت تقسيم ميكنم: بخش اول، تذكراتى است كه در درجه‌ى اول خود اين حقير احتياج دارم به اينكه به اين تذكرات توجه كنم، كه ان‌شاءالله الهام از معنويت ماه رمضان باشد. يك قسمت هم درباره‌ى مسائل كشور با يك نگاه كلى‌ترى است. در قسمت آخر هم اگر ان‌شاءالله وقت شد، يك اشاره‌اى به مسائل حول و حوش خودمان و مسائل منطقه خواهيم كرد.

مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى - عارف معروف و مشهور و فقيه بزرگوار - در كتاب شريف »المراقبات«شان ميفرمايند: روزه يك هديه‌ى الهى است كه خداى متعال اين را به بندگان خود و به مؤمنين هديه كرده است. تعبير ايشان اين است كه: »الصّوم ليس تكليفا بل تشريف«؛ روزه را به چشم يك تكليف نگاه نكنيد؛ به شكل يك تشريف و تكريم نگاه كنيد، كه »يوجب شكرا بحسبه«؛ اين توجه به فريضه‌ى روزه - كه تكريم الهى نسبت به بندگان است - خودش مستوجب شكر است؛ بايد خدا را سپاسگزارى كرد. ايشان براى گرسنگى و تشنگى كه مؤمنين در ماه رمضان خودشان را ملتزم به آن ميدانند، فوائد متعددى را بيان ميكنند كه متخذ از روايات و برخاسته‌ى از دل نورانى اين مرد بزرگ است. از جمله‌ى آنها، يا اهمّ آنها - كه ايشان خودشان مي‌گويند اين خاصيت از همه مهم‌تر است - اين است كه ميگويند اين گرسنگى و تشنگى يك صفائى به دل ميبخشد كه اين صفاى قلبى زمينه را فراهم ميكند براى تفكر، كه »تفكّر ساعة خير من عبادة سنة«.(1) اين تفكر از نوع تفكرِ مراجعه‌ى به باطن و روح و دل انسان است كه حقايق را روشن ميكند و باب حكمت را بر روى انسان ميگشايد. از اين بايد استفاده كرد.

درباره‌ى عمر فكر كنيم. عمر سرمايه‌ى اصلى هر انسانى است. همه‌ى خيرات به وسيله‌ى عمر - همين ساعات زودگذر - به دست مى‌آيد؛ اين سرمايه است كه ميتواند سعادت ابدى و بهشت جاودان را براى انسان تدارك ببيند. درباره‌ى اين عمر فكر كنيم. گذر عمر را ببينيم. ناپايدارى ساعات زندگى و روزها و شبهاى اوقات عمر را احساس كنيم. به اين گذر زمان توجه كنيم؛ »عمر، برف است و آفتاب تموز«. لحظه به لحظه از اين سرمايه دارد كاسته ميشود؛ و اين در حالى است كه اين سرمايه، همه چيز ماست براى كسب سعادت اخروى؛ چه جورى مصرفش ميكنيم، در كجا مصرفش ميكنيم، در چه راهى آن را خرج ميكنيم؟

تفكر در باب مرگ، عبور از اين عالم، لحظه‌ى خروج روح از بدن و ملاقات جناب ملك‌الموت؛ اين لحظه براى همه‌ى ما پيش مى‌آيد؛ »كلّ نفس ذائقة الموت«؛(2) همه، اين را ميچشيم. حالِ ما در آن لحظه چگونه است؟ دل ما در آن لحظه در چه حال است؟ اينها نكاتى است كه در خور تدبر و تأمل است. فكر در اين زمينه‌ها، از جمله‌ى تفكر لازم و اساسى و ضرورى است.

يك زمينه‌ى ديگر براى تفكر، همين دعاهاست. مضامينى كه در دعاهاى مأثور هست، فوق‌العاده است. ايشان در همين »مراقبات« ميفرمايند: حقايق و معارفى كه در ادعيه‌ى رسيده‌ى از معصومين )عليهم‌السّلام( وجود دارد، يك دهم آن در همه‌ى روايات و خطبِ رسيده‌ى از معصومين )عليهم‌السّلام( وجود ندارد؛ جز آن روايات توحيدى و خطب توحيدى. اين دعاها خيلى اهميت دارد.

من حالا فقره‌اى از يك دعائى را در نظر گرفته‌ام كه چند دقيقه‌اى بعضى از جملات آن را عرض بكنم و تكرارى باشد براى آن كسانى كه شنيده‌اند، و تذكرى باشد براى آن كسانى كه نشنيده‌اند: دعاى بيستم صحيفه‌ى سجاديه؛ دعاى شريف معروف به مكارم‌الاخلاق.

اولِ اين دعا ميفرمايد: »اللّهمّ صلّ على محمّد و ءال محمّد و حلّنى بحلية الصّالحين و البسنى زينة المتّقين«؛ آرايش بندگان صالح را به من عنايت كن، من را زينت بده به زينت صالحين، و زيور متقين را به من عنايت بفرما. يعنى من را جزو بندگان صالح و متقين و پرهيزگاران قرار بده. بعد درباره‌ى متقين خصوصياتى را ذكر ميكند، كه اينكه ميگوئيم زيور متقين را به من عنايت كن، من را مزين به زينت متقين كن، يعنى چه. در چه چيزى ما به زينت متقين و پرهيزگاران زيور پيدا كنيم و نزديك شويم؟ معمولاً وقتى صحبت تقوا به نظر مى‌آيد، اجتناب از گناهان فردى و انجام عبادات و اين چيزها به ذهن متبادر ميشود - كه البته آنها يقيناً هست؛ شكى نيست - اما اينجا امام سجاد )عليه الصّلاة و السّلام( بيست و دو سه مطلب را در ذيل اين فقره بيان ميكنند كه ماها را متوجه به ابعاد جديدى از معناى تقوا، مفهوم تقوا و مصداق تقوا ميكند.

"و البسنى زينة المتّقين" در اين چيزها: اول، »فى بسط العدل«؛ گستردن عدالت. عدالت را در ميان جامعه مستقر كنيم؛ عدالت قضائى، عدالت به معناى تقسيم منابع حياتى كشور ميان آحاد مردم، عدالت به معناى تقسيم درست فرصتها ميان مردم. تقوائى كه از ما انتظار ميرود، جزو پايه‌ها و مبانى اين تقواست.

"و كظم الغيظ"؛ فرو خوردن خشم. يك وقت هست كه شما يك فرد معمولىِ متعارفى هستيد، خشم شما نسبت به يك برادر دينى است، نسبت به يكى از اهل خانواده است، نسبت به يكى از كاركنانتان است - كظم غيظ خيلى فضيلت دارد؛ »و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس«(3) - يك وقت هم هست كه شما يك مسئول اجتماعى هستيد، جايگاهى داريد؛ حركت شما، اثبات و نفى شما، قول و فعل شما در جامعه اثر ميگذارد؛ در يك چنين شرائطى، خشم شما ديگر با خشم يك آدم معمولى برابر نيست. عليه كسانى، عليه جريانى خشمگين ميشويم و حرفى ميزنيم؛ آثار اينچنين خشمى با آثار يك خشم معمولى كه حالا انسان بر فرض خشمگين ميشود و يك نفر را كتك ميزند، خيلى متفاوت است. كظم غيظ؛ خشم را فرو بخوريد؛ كار از روى خشم انجام نگيرد. ممكن است شما با يك كسى، با يك جريانى، با يك مجموعه‌اى موافق نباشيد؛ اينجا استدلال و منطق حاكم باشد؛ اگر اين استدلال و منطق آميخته شد با خشم، كار را خراب ميكند؛ تجاوز از حد انجام ميگيرد، اسراف به وقوع ميپيوندد؛ »ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا«.(4) اسراف يعنى زياده‌روى.

"و اطفاء النّائرة"؛ يكى از كارهائى كه لازمه‌ى تقواى ماست، فرو نشاندن آتش است. اين شعله‌ور شدن آتش - مراد، همين آتشهاى اختلافاتى است كه بين مجموعه‌ها هست، بين گروه‌ها هست، بين دستگاه‌ها هست - در حكم آتش سوزان است. سعى همه بايد اين باشد كه اطفاء كنند. نبايد بر روى آتش بنزين پاشيد، نبايد آتشها را مشتعل كرد. اينكه ما مكرر در مكرر توصيه ميكنيم به دوستان، به مسئولين، به كسانى كه تريبون دارند، به كسانى كه حرفشان يا به طور عموم يا در بخشى از فضاى كشور منعكس ميشود، كه گفته‌ها را، زبانها را، اظهارات را، تعبيرات را كنترل و مراقبت كنند، به خاطر اين است. گاهى اوقات يك تعبيرى نه فقط ضد اطفاء نائره است، بلكه مشتعل كردن هرچه بيشتر نائره است؛ اطفاء نيست، بلكه ضد اطفاء است.

"و ضمّ اهل الفرقة"؛ اين كسانى كه از جماعت مسلمين جدا ميشوند، از جماعت كشور فاصله ميگيرند، كوشش كنيد اينها را نزديك كنيد، منضم كنيد. كسانى كه ميانه‌ى راه هستند، اينها را به منزل مطلوب برسانيد. نگذاريم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، كسانى كه يك ايمان نيمه‌كاره‌اى دارند، بكلى از ايمان ببُرند؛ كسانى كه نيمه‌ارتباطى با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عكس اين عمل كنيم؛ كسانى كه در نيمه‌ى راه هستند، اينها را جذب كنيم. مصداقهاى تقوا و شعب تقوا اينهاست.

"و اصلاح ذات البين"؛ ميانه‌ى افراد را اگر اختلافى وجود دارد، اصلاح كنيم. »و افشاء العارفة و ستر العائبة«؛ درباره‌ى اشخاص، نقاط مثبت را، نقاط خوب را افشاء كنيم، منتشر كنيم. از كسى، از مسئولى كار خوبى سراغ داريد، اين را بيان كنيد و بگوئيد. نقطه‌ى مقابل: اگر چنانچه نقطه‌ى منفى‌اى سراغ داريد، اين را افشاء نكنيد. افشاء نكردن معنايش اين نيست كه نهى از منكر نكنيد؛ چرا، به خود آن كسى كه به كارش اشكالى وارد است و بايد ايراد گرفته شود، گفته بشود؛ اما افشاء كردن اين چيزها مصلحت نيست. در اين باره صحبتهاى زيادى هست. اين يك بخشى از اين دعاست. بيست و دو سه مطلب بود كه حالا اين شش هفت تايش را اجمالاً عرض كرديم. دلهامان را به اين سمت ببريم. از خدا بخواهيم كه »البسنى زينة المتّقين«؛ آرايش متقين را به ما بدهد. بالاخره چاره جز اين نيست. روزه هم در قرآن »لعلّكم تتّقون«(5) است؛ روزه را واجب فرمود براى اينكه ما تقوا پيشه كنيم. از جمله‌ى موارد تقوا اينهاست. اين، آن بخش اوّلى كه عرض كرديم.

بخش دوم، يك برآورد كلى از وضع كشور است. خب، اين گزارش بسيار خوب و مبسوطى كه رئيس جمهور محترم دادند، گويا بود. نقاط برجسته و روشنى در اين گزارش وجود داشت و چقدر خوب است كه اين مطالب و اين اطلاعات به گوش مردم برسد و همه بدانند چه زحماتى كشيده شده، چه خدماتى انجام گرفته. من با يك نگاه ديگرى مسائل كلى كشور را مطرح ميكنم، و اين براى ما مهم است. چرا مهم است؟ اولاً اطلاع از وضع كلى كشور و اينكه ما كجا قرار داريم، به كجا رسيده‌ايم، از كدام طرف بايد برويم، خيلى مهم است، هميشه مهم است؛ ليكن امروز بالخصوص اهميت بيشترى دارد و شايد بشود گفت به خاطر اوضاعى كه بر دنيا حاكم است، اهميت مضاعفى دارد. اولاً اوضاع منطقه يك اوضاع كاملاً بى‌سابقه‌اى است. بيدارى اسلامى و حادثه‌ى عظيمى كه در منطقه به وجود آمده است، اين يك چيزى است كه از اول انقلاب تا امروز در حيات جمهورى اسلامى شبيه اين يا چيزى نزديك به اين مطلقاً سابقه ندارد؛ كار بزرگى انجام گرفته، حادثه‌ى بزرگى اتفاق افتاده. اين كه ملتى مثل ملت مصر، اين حركت عظيم را انجام بدهند، رژيم را ساقط كنند، بعد شعارهاى اسلامى بدهند، موجوديت حكومت جعلىِ يهودى و صهيونيستى را اوضاع منطقه اينجور تهديد كند، اينها چيزهائى است كه اصلاً در ارزيابى‌هاى متعارف نميگنجد؛ خيلى چيز عظيمى است. خب، ما در يك چنين شرائطى قرار گرفتيم كه براى جمهورى اسلامى يك افق روشنِ عجيبى را ترسيم ميكند.

وضع دنيا هم فراتر از منطقه، باز يك وضع بى‌سابقه‌اى است. بحران اقتصادى عجيبى كه گريبان دولتهاى مستكبر غربى را اينجور محكم چسبيده و دارد تكان ميدهد، اين هم چيز فوق‌العاده‌اى است؛ اين هم چيزى است كه به‌آسانى نميشود از آن گذشت. اين تحليلهائى كه شما ملاحظه ميكنيد غربى‌ها راجع به بحران اقتصادى آمريكا و بعضى از كشورهاى اروپا و اعلام خطرى كه نسبت به آينده ميكنند، بخشى از قضاياست؛ همه‌ى مطالب گفته نميشود. اتاقهاى فكر و سياست‌سازان پشت پرده، طراحان مسائل جهانى در كشورهاى قدرتمند عالم - كه عمده‌ى رسانه‌ها هم دست آنهاست - راضى نيستند كه ابعاد اين بحران براى مردم دنيا آشكار شود؛ والّا ابعاد بحران خيلى بالاتر از اين حرفهاست؛ كه حالا اگر ان‌شاءالله در آخر صحبت وقت باقى ماند، من چند جمله‌اى عرض خواهم كرد.

يك مسئله‌ى ديگر، رشد جريانهاى افراطى و جريانهاى تروريستى در غرب و بخصوص در اروپاست؛ از نئونازى‌هاى اروپا بگيريد تا نئوكانهاى آمريكا، كه دولت قبلى آمريكا از همينها بود؛ اينها صريحاً اعلام افراطى‌گرى ميكنند. رئيس جمهور سبكسر قبلى آمريكا علناً اعلام كرد كه جنگ صليبى در پيش است؛ آغاز جنگ صليبى را اعلام كرد! ديگر از اين افراطى‌گرى بالاتر معنى ندارد. بعد هم حمله كردند به دو تا كشور اسلامى. كارهاى ديگرى هم در برنامه‌هاشان بود كه خداوند به آنها مهلت نداد و شكست خوردند. خب، اينها مسائل مهمى است. اين حادثه‌اى كه در نروژ اتفاق افتاد، نبايد آن را به صورت يك حادثه‌ى موردى ديد. اينجور حوادث غالباً معلول جريانهاى طولانى‌اى است كه يك جا خودش را نشان ميدهد و بروز ميكند، و بروز كرد. حالا چقدر بتوانند كنترل كنند، جلويش را بگيرند، از ادامه‌اش جلوگيرى كنند، اين موكول به آينده است؛ بايد ديد و مطمئن شد؛ كه نميتوانند هم. كمااينكه نئونازى‌ها اول در يك نقطه‌ى از اروپا شروع كردند، بعد يواش يواش توسعه پيدا كردند و امروز در خيلى از كشورهاى اروپا اين جريانهاى نئونازى با روشهاى تروريستى، با روشهاى خشن دارند اظهار وجود ميكنند.

خب، در يك چنين شرائطى، ما بايد خودمان را يك بازشناسى بكنيم، ببينيم ما در چه وضعى هستيم. شرائط مهمى بر دنيا حاكم است كه اينها ميتواند فرصتهاى بزرگى را در پيش روى ما قرار بدهد. اين فرصتها را اگر نبينيم، اگر نشناسيم، اگر از آن درست استفاده نكنيم، اگر بهنگام به سراغ اين فرصتها نرويم، ضرر خواهيم كرد. گاهى هم هست كه از دست دادن يك فرصت، خودش ميشود يك تهديد، خودش موجب عقب‌ماندگى است. لذا بد نيست كه از اين جهت يك نگاه جمعى و كلى و عمومى به مسائل كشور بكنيم. البته در اين نگاه كلى بايستى واقع‌بينانه نگاه كنيم؛ خودمان را نبايستى دچار خطا كنيم؛ يكسونگرى نكنيم. ما نقاط مثبتى داريم، نقاط منفى‌اى هم داريم؛ هر دو را ببينيم. گاهى فقط نگاه منفى غلبه داده ميشود. امروز متأسفانه انسان مشاهده ميكند كه در بين برخى مسئولين و نخبگان سياسى و غيره كأنه مد شده است كه نگاه، نگاه بدبينانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبينند؛ روى نقاط منفى تكيه كنند. در رسانه‌ها و غيررسانه‌ها مرتباً منفى‌بافى ميشود. تا انسان ميگويد هم چرا، ميگويند آقا شما نميگذاريد ما واقعيات را بگوئيم. ميگوئيد سياه‌نمائى است، ميگوئيد فلان است؛ ما ميخواهيم حقايق را بگوئيم. نه، اين يكسونگرى است. خب، اگر فرض بفرمائيد يك واحد توليدى دچار يك اشكالى ميشود و شما ميخواهيد به عنوان يك نگاه واقع‌بينانه آن را بيان كنيد، بسيار خوب، در كنارش مثلاً دو تا واحد توليدى هم ايجاد شده. اگر اين نقطه‌ى مثبت را بيان كنيم، يك جور مسائل كشور را ميفهميم؛ اگر اين نقطه‌ى مثبت را بيان نكنيم، مسائل كشور را جور ديگرى خواهيم فهميد. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده كنيم - كه البته نقاط منفى وجود دارد - اين طبعاً واقع‌بينى نيست؛ اين برآورد درستى از اوضاع كشور به ما نخواهد داد؛ منجر به نااميدى ميشود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم اين است.

بنده روزها ده بيست تا روزنامه را معمولاً همين طور يك مرورى ميكنم. بعضى از روزنامه‌ها هر روزى چهار تا، پنج تا تيتر دارند كه هر كدام از اين تيترها كافى است دل يك آدم ضعيف را بلرزاند؛ منفى، منفى، منفى، منفى! اين كار را دوست ميدارند. حالا اغراض سياسى است، اغراض جذب مشترى است؛ هرچه هست، نميدانيم؛ كسانى را متهم نميكنيم؛ اما اين واقعيت است، اين غلط است. غلبه دادن نگاه منفى، خلاف واقع‌بينى است؛ موجب نااميدى است.

نقطه‌ى مقابلش هم همين جور است. يعنى غلبه دادن نگاه مثبت، بدون ديدن نقطه‌ى منفى، اين هم گمراه كننده است؛ موجب يك رضايتى در انسان ميشود كه احياناً اين رضايت، رضايت كاذب است؛ اين هم درست نيست. نقاط منفى را هم بايد در كنار نقاط مثبت ديد. اين كار را كشور و نظام توانسته انجام بدهد، اين كار را نتوانسته انجام بدهد؛ اين دو تا را در كنار هم ببينيم. بنابراين اگر بخواهيم اوضاع كشور را درست به دست بياوريم، بايد نقاط منفى و نقاط مثبت را در كنار هم مشاهده كنيم.

خب، اين بحث طولانى‌اى لازم دارد. من خواهشم اين است كه مسئولان، نخبگان، دانشگاهيان و حوزويان بنشينند روى اين بحث كار كنند. من امروز يك سررشته‌ى مختصرى را مطرح ميكنم، اما اين كارِ طولانى‌اى لازم دارد. بنشينند يك فهرستى از نقاط مثبت، يك فهرستى از نقاط منفى تهيه كنند. اين نقاط مثبت ظرفيتها را به ما نشان خواهد داد كه ما چه ظرفيتها و چه امكاناتى در كشور داريم. آن ستون نقاط منفى اولويتها را به ما نشان خواهد داد كه چه كارهائى را بايد بكنيم. وقتى كه اين دو تا را در كنار هم گذاشتيم، اين ميتواند راه ما را روشن كند؛ بفهميم چه كار كنيم.

من اينجا پنج شش نقطه را نوشتم، كه اينها محصول يك حركت مستمرِ به‌هم‌پيوسته‌ى نظام جمهورى اسلامى در طول سى و دو سال است، كه البته فراز و نشيب داشته است؛ يعنى بعضى سالها، بعضى دوره‌ها، بعضى دولتها بهتر، بعضى‌ها عقب‌تر؛ ليكن مجموعاً در طول اين مدت، ما اين نقاط مثبت را داشتيم.

اولين نقطه‌ى مثبت و نقطه‌ى قوت نظام اين است كه نظام ثابت كرده است كه توانائى غلبه‌ى بر تهديدها را دارد؛ اين خيلى چيز مهمى است. ما در طول اين سى و دو سال تهديدهاى فراوانى داشتيم - تهديد سياسى، تهديد امنيتى، تهديد نظامى، تهديد اقتصادى - لازمه‌ى اين تهديدها اين بوده است كه نظام ضربه بخورد. البته آنها ميخواستند نظام را ساقط كنند - حالا اين، دور از دسترسشان بود - لااقل نظام را عقب نگه دارند، كشور را عقب نگه دارند. نظام بر همه‌ى اين تهديدها غلبه پيدا كرده است؛ يك نمونه‌اش جنگ تحميلى بود، يك نمونه‌اش حركات آمريكائى‌ها بود، يك نمونه‌اش تحريمهاى گوناگون بود. بعضى از اينها مستقيماً از طرف بيگانگان بود؛ مثل تحريمها. تحريمها سالهاى متمادى وجود داشته است، اما سالهاى اخير شدت پيدا كرده؛ خودشان گفتند تحريم فلج‌كننده. چه به كمك سازمان ملل - كه در اختيار خودشان بود - و چه مستقلاً، اين تحريمها را تحميل كردند. اينها مربوط به بيگانگان بود، كه مستقيماً آنها دخالت داشتند. تهديدهائى هم بود كه زمينه‌هاى داخلى داشت؛ اگرچه دشمن هم ميتوانست از آنها استفاده كند؛ مثل مسئله‌ى قوميتها در كشور. نظام بر همه‌ى اينها غلبه كرد. امروز قوميتهاى گوناگون كشور ما، همه برادروار در كنار هم دارند زندگى ميكنند؛ احساس اتصال به نظام و دلبستگى به نظام در همه‌ى آنها محسوس و مشهود است. به نظر من اين يكى از مهمترين نقطه قوتهاست. ما در محاسبه‌ى نقاط قوت نظام بايد اين را در نظر بگيريم. نظامى تنها، بدون پشتيبان بين‌المللى، با دشمنىِ قدرتمندترين قدرتمندان مادى جهانى، در طول سى و دو سال با تهديدهاى متوالى و پى‌درپى مواجه بوده، اما بر همه‌ى اين تهديدها فائق آمده؛ اين خيلى نقطه‌ى مهمى است. به نظر من نقطه‌ى قوت درجه‌ى اول نظام اين است.

دوم: اعتماد ميان مردم و نظام. كمتر كشورى در دنيا وجود دارد كه اعتمادى را كه مردم ايران نسبت به نظام جمهورى اسلامى دارند، نسبت به نظام حكومتى خود داشته باشند. دليل اين اعتماد هم همين پديده‌هاى روشنى است كه جلوى چشم همه است. باز يك عده‌اى اينها را نمى‌بينند، هى دم از بى‌اعتمادى مردم ميزنند؛ نخير، مردم به نظام اعتماد دارند. يك دليل، همين انتخابات دو سال قبل است كه بيش از هشتاد درصد از مردمى كه حق رأى داشتند و قادر به رأى دادن بودند، در انتخابات شركت كردند. كجاى دنيا چنين چيزى هست؟ يك نمونه، همين دو راهپيمائى‌اى است كه ما هر سال داريم؛ راهپيمائى بيست و دوى بهمن و راهپيمائى روز قدس. اين راهپيمائى‌ها مربوط به نظام است؛ مربوط به هيچ دولتى، مربوط به هيچ جريان خاصى نيست؛ مال نظام است. شما ببينيد مردم در اين حركت عظيم چه ميكنند؛ در سرماى بيست و دوى بهمن، در ماه رمضان با دهان روزه؛ چه اوقاتى كه هوا سرد بود، چه حالا كه هوا گرم است. ان‌شاءالله خواهيد ديد روز قدس باز مردم چه عظمتى را از خودشان نشان ميدهند. اين نشان دهنده‌ى علاقه‌مندى و دلبستگى مردم به نظام است. اعتماد به نظام، از اين بهتر و روشن‌تر نميشود. اين حضور، حضور بسيار پرمعنائى است. علاوه بر اين، در موارد خاص، مثل نهم دى سال 88، بمجرد اينكه مردم احساس كردند حركتى كه شروع شده است، متوجه به نظام است، متوجه به انقلاب است، متوجه به شخص خاص و دولت خاصى نيست، آن حركت عظيم را از خود نشان دادند. اينجور نبود كه فقط جوانهاى پرشور به ميدان بيايند؛ همه آمدند. حادثه‌ى نهم دى يك حادثه‌ى عجيبى است؛ به خاطر دلبستگى مردم به نظام بود. اينها نشان دهنده‌ى اعتماد مردم است. متأسفانه ميشنويم همين طور در اظهارات مصلحت‌جويانه، مكرر ميگويند: آقا اعتمادِ از دست رفته‌ى مردم را برگردانيد! كدام اعتمادِ از دست رفته؟! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام را دوست دارند، از نظام دفاع ميكنند؛ اينها نمونه‌هايش بود كه عرض كرديم.

سوم: پيشرفت در شرائط تحريم. يكى از نقاط مهم قوت كشور اين است. در سخت‌ترين شرائط تحريم، كشور پيشرفت كرده. در چه چيزى پيشرفت كرده؟ يكى در مقوله‌ى علم و فناورى، كه آقاى رئيس جمهور در گزارششان به اين مسئله اشاره كردند. ما در زمينه‌ى هسته‌اى پيشرفت كرديم، در زمينه‌ى فناورى زيستى پيشرفت كرديم، در فناورى نانو پيشرفت كرديم، در فناورى انرژى‌هاى نو پيشرفت كرديم، در صنايع هوافضا پيشرفت كرديم، در ساخت ابررايانه‌ها پيشرفت كرديم، در مسئله‌ى بسيار مهم سلولهاى بنيادى پيشرفت كرديم، مسئله‌ى شبيه‌سازى همين جور، در راديوداروها همين جور، در نانوداروهاى ضد سرطان همين جور؛ اينها همه جزو دانشهاى سطح بالاى دنياست. اين چند موردى كه من گفتم و بعضى از موارد ديگر، جزو دانشهاى درجه‌ى يك سطح بالاى دنياست، كه بعضى از اينها را پنج تا كشور، ده تا كشور در دنيا بيشتر ندارند؛ ما در اينها پيشرفت كرديم؛ اين در حالى بود كه درهاى انتقال دانش از همه


نويسنده مطلب ارسال شده توسط mohsen در تاریخ [يكشنبه، 16 مرداد ماه، 1390]

نويسنده مطلب تعداد بازديد هاي این مطلب: 135

نويسنده مطلب توجه: کپی برداری از مطالب پایگاه اینترنتی مجمع فرهنگی محبان شهدا فقط با ذکر منبع کامل مجاز می باشد .


مرتبط باموضوع :

 بیانات مقام معظم رهبری در آستانه13 ابان  [ پنجشنبه، 12 آبان ماه، 1390 ] 243 مشاهده
 بیانات منتشر نشده رهبری  [ سه شنبه، 21 تير ماه، 1390 ] 104 مشاهده
 قلباَ انتقاد های دانشجویی را تحسین می کنم  [ پنجشنبه، 20 مرداد ماه، 1390 ] 108 مشاهده
 رهبر انقلاب در دیدار با نیروی دریایی ارتش  [ شنبه، 1 مرداد ماه، 1390 ] 146 مشاهده
 آمریکا به دنبال پایگاه دائمی در افغانستان  [ شنبه، 4 تير ماه، 1390 ] 108 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

(ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب