
موضوعات اصلی
» صفحه اول
» تبلیغات
مطالب سایت
امکانات سایت
موضوعات اخبار سایت
ولایت فقیه
» وظایف
فرق و ادیان
» مسیحیت
» یهودیت
» اسلام
» زرتشت
»»» مکاتب
» بهائیت
شهدای اسلام
»»» شهدای شهرستان
»»» شهدای کربلا
زندگینامه بزرگان
معرفت و شناخت
» غربشناسی
جنگ نرم
» جنگ نرم
» فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی
متون ادبی
» حکایات
خاطرات
احکام
» نماز
سلام
مراسم هفتگی این هیئت هر هفته یک شنبه ها بعد از نماز مغرب و عشا در محل هیئت برگزار می شود.
حضور کثیر علاقه مندان باعث استجابت دعاها خواهد شد.
سلام
به یاری پروردگار و به مناسبت ایام محرم توانستیم بخش قرآنی سایت را راه اندازی نماییم.
در این بخش قرآن به صورت صوت و تصویر به دوستان ارائه خواهد شد به همراه امکانات زیاد دیگری که با استفاده از آن
خود به مزیت های آن پی خواهید برد.
| عنوان | پاسخ | بازديد | آخرین ارسال |
لینک دانلود فایل های صوتی و تصویری مراسم مجمع فرهنگی محبان |
0 | 3 | mohsen |
حلقه های معرفت در مجمع فرهنگی محبان شهدا |
0 | 119 | mohsen |
کتاب الکترونیکی"افسانه تحریف قرآن" |
0 | 112 | montazer313 |
کتاب الکترونیکی"اعجاز در قرآن کریم" |
0 | 107 | montazer313 |
دومین شب قدر در سال 90 |
0 | 108 | mohsen |
نرم افزار موبایل"تعیین اوقات شرعی" |
0 | 50 | montazer313 |
نرم افزار موبایل"قبله نما" |
0 | 55 | montazer313 |
اولین شب قدر در سال 90 |
0 | 57 | mohsen |
کتاب الکترونیکی "درمانگري با قرآن كريم" |
0 | 115 | montazer313 |
ذکات دادن امام علی در رکوع |
6 | 185 | saboor |
مختصری در خصوص امام حسن(ع)
امام حسن« عليهالسلام» ولادت امام حسن (ع ) فرزند امير مؤمنان علي بن ابيطالب و مادرش مهتر زنان فاطمه زهرا دختر پيامبر خدا (ص ) است .امام حسن (ع ) در شب نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدينه تولد يافت . وي نخستين پسري بود كه خداوند متعال به خانواده علي و فاطمه عنايت كرد. القاب لقب هاي او سبط، سيد، زكي ، مجتبي است كه از همه معروفتر "مجتبي " مي باشد. امامت امام حسن (ع ) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصيت آن حضرت ، به امامت رسيد و مقام خلافت ظاهري را نيز اشغال كرد، و نزديك به شش ماه به اداره امور مسلمين پرداخت
مختصری از فرمایشات امام حسن مجتبی
امام حسن مجتبی (ع) : انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود ،و تا به وعدهاش عمل نكند رها نخواهد شد . (بحار الانوار،ج78،ص113)
امام حسن (ع) : خیری كه هیچ شری در آن نیست ، شكر بر نعمت و صبر بر مصیبت ناگوار است . (تحف العقول ، ص 237)
امام حسن (ع) : تعجب میكنم از كسانیكه در غذای جسم خود فكر میكنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تفكر نمیكنند. (بحار الانوار،ج1،ص218)
امام حسن (ع) : خردمند به كسى كه از او نصیحت مى خواهد، خیانت نمى كند. تحف العقول ص ۱۶۶)
در بررسی ابعاد شخصیّت حضرت زهرا علیهالسلام، موضوع تولّد ایشان یكی از جنبههای رازگونه و پیچیدهای می باشد كه دارای فرآیند طولانی الهی
بوده است. همانگونه كه زندگی كوتاه دنیوی آن بانو هنوز سرشار از ناگفتههای زیاد است و نامعلوم بودن مدفن شریف او سالهاست دل عاشقان را داغدار ساخته و قدرش همچون قبرش ناشناخته مانده، تولّد او نیز سِرِّ غامض و سر به مُهری است كه فقط نكاتی از آن، از طریق سخنان فرزندان بزرگوارش به ما رسیده و برای شنیدن همین نكات هم، ظرف ذهن ما بسی كوچك و كم حجم است.
محور این نوشتار، حدیثی است كه علّامه مجلسی آن را با سند مُفَضَّل بن عمر جعفی از قول امام صادق علیه السلام بیان كرده است.(1)
پیش از تولّد حضرت فاطمه علیهالسلام ، خداوند در معراج، بشارت تولّد ایشان را به نبیّ خاتم داده و فرموده بود:
«ای پیامبر! خداوند [ولادت] فاطمه را از خدیجه، دختر خویلد به تو بشارت میدهد...»(2)
بشارت پیامبر اكرم به وجود مقدّس حضرت فاطمه علیهالسلام ، آن هم در معراج، خود به تنهایی گویای اهمّیت موضوع تولّد ایشان است و میتوان به جرئت گفت كه این مسئله، یكی از مسائل حیاتی دنیای اسلام و مسلمانان بوده كه از طرف خداوند در آن موقعیّت به پیامبر نوید داده شد.
پیامبران از نظر اصول اعتقادی و همچنین منشأ پیامبریشان با هم هیچگونه تفاوتی نداشتهاند؛ بلكه اختلاف آنان، در احكامی بوده كه بنابر مقتضیّات زمان
و رشد فكری بشر در هر زمان، بیان كردهاند و به همین دلیل، هر پیامبری كه پس از پیامبر قبلی مبعوث شد، احكام و دستورهای پیشرفتهتری كه مناسب شرایط اجتماعی انسانهای آن دوران بود، اعلام نموده است و چون بشر دائماً در حال پیشرفت بوده و هست، بنابراین احكام و دستورهای پیامبران بعدی متناسب با احوال مردمان آن عصر بوده و طبیعتاً كاملتر از ادیان گذشتة خود است.
از آنجا كه دین، مسیر درست در جهت گام برداشتن به سوی انسانیّت را ترسیم میكند و در این مسیر، دست راهروان را میگیرد تا با حركت در مسیر درست به هدفشان برساند، ناگزیر باید حالات انسانی و ویژگیهای خاصّ جوامع مختلف بشری را نیز مدّ نظر داشته باشد تا بتواند راحتتر كار راهنمایی مردم را انجام دهد.
هدف اصلی دین، حفظ كرامت انسانی، رساندن انسان به آن مقام والای مورد نظر پروردگار و یك زندگی برتر و به دور از پلیدیها و آلودگیها است.
در طول تاریخ، ادیان الهی زیادی وجود داشته و هر یك از آنها، مناسب زمان خود بودهاند و تا زمانی كه مناسب حال بشر آن دورهها بوده، ادامه داشته است، با پیشرفت انسان و گسترش آگاهیها در هر دوران، دینی جدید از طرف خداوند برای مردم آمده و برخی از احكام دین قبلی را نسخ كرده است و به طور كلّی، هدف این ادیان، آگاهیبخشی به انسانها بوده و عموماً ادیان، تمدّنی والا برای انسانها به ارمغان آوردهاند.
مرحله سوم عملیات آزادی خرمشهر، عملیاتی بود به نام "یا زهرا"(س) که برای محاصره اين شهر صورت گرفت. اطراف خرمشهر کانالهای آبی بود که باید تا آنجا میرفتیم و شهر را
محاصره میکردیم. گروهان ما که در عملیات قبلی، تعدادی زخمی و شهید داده بود، دوباره سازماندهی و برای عملیات آماده شده بود. من هم که قرار بود همچنان معاون گروهان باشم، همراه با بیسیمچیام "شوشتری" در این عملیات شرکت کردم.
مسیر حرکت، موازی جاده اهواز- خرمشهر بود. سمت چپ، جاده بود و سمت راست، خطوط مرزي. در جای جای مسیر حرکت، بچههایی را می دیدیم كه بر اثر برخورد با مین مجروح شده، ناله میکردند اما موقعیتی نبود که کسی به فکر مجروحين باشد؛ چون عراقیها روی جاده مستقر شده بودند و مدام ستون ما را زیر آتش داشتند.
چند کیلومتری که رفتیم، فرمانده گروهان مرا خواست و گفت: شش نفر از آرپیجیزنها را هم با خود بیاور. بعد تیربارها و دوشکاها را نشان داد و گفت: «باید بروید و اینها را خنثی کنید.»
همانطور که روی پنجه پا نشسته بود و به تیربارها اشاره میکرد، ناگهان از میان آن همه تیر که به سمت ما شلیک میشد، تیری رسام- نورانی- ديدم كه داشت صاف میآمد سراغ ما! حالا كه فكرش را میکنم انگار چند دقیقهای طول کشید که آن تیر همينطور میآمد طرف ما ولي درحقيقت، فکر نمیکنم بیشتر از یکی دو ثانیه طول كشيد. در همین فاصله با خود فکر کردم الان این تیر به من میخورد یا به فرمانده یا به نفر سمت راست من؛ حالا نمیدانم دیگران هم متوجه آن شده بودند یا نه؟ یک لحظه دیدم فرمانده گروهان از پشت افتاد. تیر درست خوردهبود توی سرش. هنوز هم در حکمت آن تیر ماندهام که چطور این یکي از میان آن همه تیر رسام که برای ایجاد وحشت در شب شلیک میشد آمد و موجب شهادت فرمانده شد.
در میان این کوچههای تنگ و تاریک، مردی خسته از گذر ایّام، با کولهباری از خاطرات و تلخ کامیها، امّا استوار و مصمّم، گام بر میدارد. در پی او بانویی بر مرکبی نشسته،
خاموش و آرام روان است. از دور میپنداری سالهای بیشماری از بهار زندگی را پشت سر دارد. از نزدیک به راحتی میتوان خطوط دَر همِ رنج و غصّه را در چهرهاش خواند؛ امّا بر سراسر وجودش آمیختهای از بزرگی و عظمت سایه افکنده است. دو کودک زیبا و دلربا نیز آنان را همراهی میکنند. در چشمهای کوچک و درخشانشان، خواب لانه کرده است. به زحمت پیکر خود را به پیش میرانند. دست در دست یکدیگر دارند و مهربان و صمیمیاند.
مرد با چشمان نافذش، یک یک درهای چوبی و کهنه را از نظر میگذراند. به هر دری که میرسد، لحظاتی میایستد. با دقّت به آن نگاه میکند و سپس به راه خود ادامه میدهد. ناگهان در برابر درِ خانهای میایستد. آن را به خوبی میشناسد. خانه معاذ بن جبل است. مدّتها در رکاب پیامبر شمشیر زده است؛ امّا اکنون رنگهای درهمِ مظاهر دنیا، بوم قلبش را سیاه کردهاند. مرد، نگاهی به زن میافکند. به سادگی میتوان تردید را در چشمهایش یافت. با دو دلی دست دراز میکند و کوبه در را چند بار بر پیکر کهنه و رنگ و رو رفته در میکوبد. پس از لحظاتی صدایی از آن سو، غرق خواب و بیحوصله، پاسخ میدهد و در را میگشاید. در با نالهای جانخراش به روی پاشنه میچرخد. معاذ از روبه رو شدن با چنین صحنهای، دلش میلرزد. توان سخن گفتن را از دست داده است. حالت مظلومانه این گروه کوچک، قلبش را میآزارد.
دستنوشته «آقا مرتضی» که بر سر مزار شهید فلاحتپور ماندگار شد
حسین محمودیان راوی مستندهای روایت فتح و کارگردان مستند زندگی امام موسی صدر در گفتوگو با خبرنگار فارس خاطرهای از سید شهیدان اهل قلم روایت کرد که به 18 روز پیش از شهادت سید مرتضی بازمیگردد: یکی از حلقههای آشناییام با شهید آوینی، شهید فلاحتپور بود که اردیبهشت 71 در لبنان شهید شد؛ او گروهی کار روایت فتح را در لبنان پیگیری میکردند که هواپیمای اسرائیل منطقه را بمباران میکند و ظاهراً فقط آقای فلاحتپور از ایران به شهادت میرسد.
سوم فروردین 72 به همراه جمعی که آقا مرتضی هم در میانشان بود، سر مزار شهید فلاحتپور رفتیم؛ در آنجا زیارت عاشورایی خوانده شد. آن زمان دبیر مقطع دبیرستان بودم؛ یادم هست شب قبل از آن، یکی از شاگردان به منزلمان آمد و گفت «فردا برنامه شما چیست؟» گفتم «فردا جمعه است و میخواهیم سر مزار شهید فلاحتپور در روستای «چندار» حوالی کرج برویم» قرار شد وی هم با ما بیاید.
در سر مزار شهید فلاحتپور زیارت عاشورا خوانده شد و دوستان به زیارت شهدای دیگر هم رفتند؛ ماشینمان پایین تپهای که شهدا دفن بودند، پارک بود؛ وقتی بچهها به سمت پایین برگشتند، بنده و آقای آوینی هنوز بعد از رفتن دوستان، سرمزار شهید فلاحتپور ایستاده بودیم. طبق معمول ایستاده بودم تا آقامرتضی را تماشا کنم.
ماهیت حقوقی فدک و بررسی علت نپذیرفتن در خواست حضرت زهرا س برای بازگرداندن فدک به ایشان از سوی خلیفه وقت و ... از جمله مباحثی است که آیت
الله العظمی سبحانی به آن پاسخ داده است .
این مرجع تقلید در پاسخ به این سؤال که؛ فدک کجاست و ماهیّت حقوقی آن چیست؟ مرقوم داشتهاند: سرزمین آباد و حاصل خیزى که در نزدیکى خیبر قرار دارد و فاصله آن تا مدینه حدود 140 کیلومتر است، «فدک» نامیده مى شود.[1]
از نظر قوانین اسلامى، سرزمین هایى که از طریق جنگ و نبرد فتح مى شوند، متعلق به عموم مسلمانان است، و به وسیله حاکمان اسلامى تحت عنوان «مفتوحة عنوة» اداره مى شود؛ ولى سرزمینى که بدون نیروى نظامى، از طریق صلح و سازش در اختیار پیامبر قرار گیرد، «انفال» و یا «فىء» و به اصطلاح امروزى «املاک خالصه» نامیده مى شود و از آنِ شخص پیامبر مى باشد و از درآمد آن نیازمندى هاى مسلمانان را برطرف مى کند.
در سال هفتم هجرى که ارتش اسلام دژهاى مستحکم خیبر را محاصره کرد، همه آنها با قدرت نظامى فتح گردید، جز «فدک» که مردم آنجا از در صلح و مسالمت وارد شدند و اراضى آنان به صورت املاک خالصه درآمد، و در اختیار رسول خدا (ص) قرار گرفت.
اگر زن، خویش را در آیینه گوهر وجودی ای كه خداوند به وی عطا كرده است نظاره كند، هرگز در حسرت
جایگاه اجتماعی مرد زبان به شكوه نمیگشاید .
اینكه هیچ پیامبر و معصومی از غیر زن زاده نمیشود و در مكتب غیر مادر رشد و نمو نمیكند، از جایگاه محوری زن در حیات دینی و اجتماعی بشر خبر میدهد . یكی از بزرگان عرفان جایگاه دینی زن را چنین به تصویر كشیده است: «زن به لحاظ داشتن قدرت خالقیت كه تنها از صفات خاص خداوند سبحان است، برای رسیدن به كمال مستعدتر است» . جایگاه اجتماعی زن، در منظر یكی از شخصیتهای جهانی این گونه است: «زن با یك دست گهواره و با دست دیگر تاریخ بشریت را حركت میدهد» .
وجود این دو ویژگی، زن را در دو بعد عرفانی و اجتماعی به رقیبی بلامنازع مبدل ساخته است; به گونهای كه اگر مردان جایگاه واقعی زن در كائنات را در مییافتند، بدان رشك میبردند .

در اقیانوس بیكران هستی، گوهرانی پرورش یافته اند چراغ راه بشریت شدند و در زندگی انسانها، مشعلدار و روشنایی آفرین گردیدند.
آنان با بصیرت،دانش و بینش خود، شور و شادی آفریدند و با راستی و صفا، پاكی دل و صفای باطن، ساحت حیات انسانی را عطرآگین ساختند. و در هر زمان و دیاری، سرمشق ارباب دل و الگوی خداباوران گشته اند.
در فرهنگ قطور و شفاف تشیع، از این گوهران ارزشمند بسیار بوده اند كه مانند خورشید بر تارك تاریخ تشیع درخشیده و در پرتو نور خود، چهره های فروزانی تربیت كرده اند.
آیت الله مرعشی نجفی رحمه الله علیه – یکی از این گوهران ناب و کمیاب بود که از سجایای اخلاقی بیشماری برخوردار بودند كه ذكر همه سجایا مقدور نیست و تنها به ذكر چند مورد بسنده می شود.
متن پیش رو بخش هایی از سخنرانی شهید سپهبد صیاد شیرازی 125 روز قبل از شهادت ایشان و در تاریخ 15/9/1377 است که در جلسه شب خاطره مسجد جامع قلهک
تهران ایراد شده و برای نخستین بار در اسفند ماه 88 در ویژه نامه رمز عبور روزنامه ایران منتشر شد:
سیر نبردهای رزمندگان اسلام در دو دوره خلاصه می شود، یک دوره جنگ با ضدانقلاب و منافقین و دشمنان داخلی و یک دوره هم دوره هشت ساله دفاع مقدس.
در کردستان با کمک رزمندگان ارتشی، سپاهی، بسیجی کرد مسلمان شهرهای سنندج، مریوان، ایوان پیشمرگان دره، سقز، بانه، سردشت و بعدش هم اشنویه و بوکان در دوران فرماندهی و مسئولیت بنده، آزاد کردیم. یعنی این شهرها کاملاً دست ضدانقلاب بود، جاده ها و پادگان ها محاصره بود، به لطف خدا همگی آزاد شدند. در کردستان بودم که صداوسیما اعلام کرد که صیاد شیرازی شده فرمانده نیروی زمینی! آن موقع درجه حقیقی من سرگرد بود منتهی دو تا درجه افتخاری داده بودند که بتوانم فرماندهی بکنم. آمدم به جبهه جنوب، در جبهه جنوب اولین کاری که کردم در عرض دو سه روز قرارگاه کربلا را تشکیل دادیم، قرارگاه کربلا مرکز عملیات مشترک ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.
ما فهمیده بودیم که اگر بخواهیم پیروز شویم، باید همه با هم ید واحده باشیم، بلافاصله طرح هامان را ریختیم. به لطف خداوند عملیات ها را پشت سر هم شروع کردیم، عملیات طریق القدس و عملیات فتح المبین که دو هزار کیلومتر مربع از قلب رودخانه کرخه در شمال خوزستان آزاد شد، پادگان عین خوش و چنانه آنجا هم آزاد شد. حدود 16 هزار اسیر از دشمن در فتح المبین گرفتیم. عملیات بیت المقدس انجام شد که 6 هزار کیلومتر مربع از خاک ما آزاد شد، شهر خرمشهر هم آزاد شد و حدود 19هزار و 600 نفر اسیر گرفتیم. تا حدود چهار، پنج سال با همین فرماندهی نیروی زمینی در جبهه بودم، بعد وضعیتی شد که من خودم تقاضا کردم که مسئولیتم را عوض کنند که شدم نماینده امام (ره) در شورای عالی دفاع. باز به جبهه می رفتم.
زیارت عاشورا یکی از زیارات بسیار معروف است که سیره و روش علمای برجسته و بزرگ ما مداومت بر آن بوده و پیوسته بر قرائت آن سفارش می کردند.
اگر بخواهیم به دنبال سند و مدرکی برای این کار بگردیم باید به جرات بگوییم که یکی از مهمترین اسناد و مدارک این زیارت همین مداومت و اهتمام علمای گذشته بر قرائت آن بوده است.
این اهتمام هم در سیره و روش و هم در گفتار آنان به خوبی مشهود و واضح است و برکات بسیار زیادی در این باره وارد شده که اگر بخواهیم به این بحث بپردازیم در توان این مقاله نخواهد بود. حتی حکایات و داستانهای عجیبی در زمینه آثار این زیارت شریف وجود دارد که پرداختن به آن نیز خود فرصت دیگری می طلبد.
اما به عنوان نمونه به چند حکایت از این حکایات اشاره خواهیم کرد:
مرحوم حجه الاسلام دکتر امینی چنین می نویسد:
پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم پدر بزرگوارم علامه امینی نجفی یعنی سال 1394 هجری قمری ، شب جمعه ای قبل از اذان فجر ایشان را در خواب دیدم. او را شاداب و خرسند یافتم.
جلو رفته و پس از سلام و دست بوسی عرض کردم:
پدر جان! در آنجا چه علمی باعث سعادت و نجات شما گردید؟
سدیر صیرفی گوید: با برخی از اصحاب بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدیم، او را نشسته بر خاک دیدیم، در حالی که عبایی خشن با آستین کوتاه
پوشیده و با قلبی سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده، میگریست، رنگ چهره اش تغییر کرده و اندوه از گونه های مبارکش پیدا بود و اشکهایش، لباسش را خیس کرده بود وناله می کرد:
«مولای من! غیبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمین را بر من تنگ نموده و آسایش دلم را از من گرفته است!
مولای من! غیبت تو، بلا و مصیبت مرا به فاجعه های ابدی پیوند داده، و از دست دادن یاران، یکی پس از دیگری، اجتماع و شماره ما را از بین برده، هنوز سوزش اشکی که از چشمم می ریزد و ناله ای که از دلم بر می خیزد با یاد بلاها و سختی های ـ دوران غیبت تو ـ پایان نیافته که درد و رنج شدیدتر و دردناکتری در برابر دیدگانم شکل می گیرد!»
سدیر گوید: شگفت زده پرسیدیم این ماتم و گریه برای چیست؟!